از اتاق اومدم بیرون و دیدم داره توی هال کوچیکه که مخصوص آرینه کارتون مرد عنکبوتی نگاه میکنه !

تا منو دید با اضطراب دستشو قایم کرد ....

گفتم : چی کار میکنی آرین جان ؟

نگرانی توی چشمش موج میزد ، گفت هیچی مامان . به خدا هیچ کاری نمیکردم ...

گفتم : چی تو دستت قایم کردی؟

رفتم جلو دیدم کف دستشو همینجوری باز نگه داشته و خیسه کف دستش !!

گفت : چسب زدم کف دستم !(چسب مایع)

گفتم : برای چی آخه ؟!!!!

گفت : میخوام خشک بشه بعد بکنمش از کف دستم انگار که من خیلی قویم و دارم پوست دستمو میکنم ولی هیچیم نمیشه !!!

اینم از آثار مخرب کارتونهای تخیلی !!!

پ.ن: کوچیک تر که بود با خودم عهد کرده بودم هیچوقت نذارم کارتونهای ترسناک یا تخیلی یا جنگی و بزن و بکش ببینه !!! اما واقعا اجتناب ناپذیر بود و کشش عجیبی توی روحیه اش برای بازی ها و کارتون و فیلمهای جنگی و اکشن بود !!! نتونستم جلوش وایسم و الان بعضی وقتا واقعا احساس میکنم که اصلا نمیتونم موقع بازی باهاش ارتباط برقرار کنم !!! بازیهاش با آدمکهاش همش بزن بهادریه و من به هییییچ وجه با روحیه ام سازگار نیست این کارا !