عاشورا و تاسوعا

امسال کمی بیشتر از سال گذشته کنجکاوی کرد در مورد عاشورا و محرم و امام حسین ... منم کمی کاملتر براش توضیح دادم و کلمه به کلمه حرفای منو گوش داد و از بر شد !

البته امسال مهد کودک هم در منتقل کردن اطلاعات محرم و نذری و عاشورا و ... کمک کرد .

اولین باری که امسال صدای عزاداری دسته ای که از کوچه مون میگذشت رو شنید غافلگیر شد و کم هم ترسید انگار !دوید بغل من و گفت : مامااان غول داره میاد؟  صدای پای غوله آخه !!!!

پسرمون امسال غذای نذری هم یه پرس چلوکباب گرفت و یه پرس قیمه و قورمه سبزی ... قورمه سبزی رو از همه بیشتر دوست داشت و میگفت من عاااااشق قورمه سبزیای امام حسینم !

نوحه غریبانه آقای کویتی پور رو دانلود کردم و عاشق اونا شده ! هر روز میاد میگه : مامان اون آهنگ اما حسینو که میگه سنگ میباره میذاری؟

بعدشم کلی باید براش توضیح مجدد بدم که چرا امام حسین تنها مونده که اون آقاهه میگه مانده تنها حسین!!!

واینم پسر ما در حال انتظار برای گرفتن چلوکباب نذری

توضیحاتی مبنی بر برتری کفش جدید آرین از ززبون خودش

چند وقت پیش براش یه جفت کفش گرفتیم و پسرم مثل آقاها هر روز با پاشنه کفش(همون پاشنه کش از زبون آرین)کفشاشو خودش به راااحتی پا میکنه !

میگه : این کفشو میدونی چرا دوست دارم؟ چون از این چیزای مسخره اضافی نداره که اینورشو به اونورش وصل میکنه . نخ هم نداره روش !!! 



و کفش جدیدش نه بند داره و نه چسب ! یه چیزی تو این مایه ها ولی مشکی ...

پ.ن : خدای من چکار کنم از دست این مهد کودکااااااااا :(( چرا یه جای درست و حسابی پیدا نمیشه ؟